Hnblog's Blog

نشسته بود روی چمنها کنار حافظه

فالش این بود

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد          قضای آسمانست این و دیگر گون نخواهد شد

ازش خواست نیت کنه

خوند:

در خرابات مغان نور …

اما ، فالش این نبود!

حافظ دیوانه بازی ش گرفته بود!

گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم …


  • هیچکدام
  • Mr WordPress: Hi, this is a comment.To delete a comment, just log in, and view the posts' comments, there you will have the option to edit or delete them.

دسته‌ها

بایگانی